|
|
|
|
|
بحران کنکور!!! الان ۲ ماه به طور جدی دارم میخونم تا شاید گوش شیطون بلا کر دانشگاه قبول بشم اما مسایل بحرانی بر سر راه اینجانب وجود دارد که به بررسی انها می پردازیم. نخست باید (ببخشید البته باید قبلا خودتون کنکوری متعهد بوده باشیدتا این مطالب را درک کنید!) به کاهش ساعات خواب نازنین و گرم و نرم خصوصا در فصل زمستان اشاره کردکه من با این مشکل به سختی کنار اومدم. بحران دیگر مسئله حجم وسیع مطالب درسی است.(خصوصا در رشته محترم ماانسانی ها) ضمن اینکه دروس پایه با پیش با هم بر مغز نازنین ما حمله ور شده اند. بحران بعدی: کاهش چشمگیر و وحشتناک ساعات تماشای تلوزیون و تفریح می باشد که به شدت بر روح لطیف من اسیب رسانده است. مهم ترین بحران : کاهش میزان توجه و ارتباط با یکی یه دونه دلم داداش گلم هست. بدبختی اینجاست که بعد از این همه فلاکت و بدبختی معلوم نیست مجاز به انتخاب رشته بشی یا نشی! تازه اگه بشی بتونی رشته ای که علاقه داری بری یا نه؟ تازه اگه بری پدر گرامی بذاره بری یه شهر دیگه یا نه! البته بر همه روشن است که با تدابیر متفکرانه سازمان سنجش همه کنکوری ها در شهر و رشته مورد علاقه خود قبول می شوند. دوستان با تجربه نیازمند همفکری سبزتان هستیم. ضمنا کمک های نقدی و غیر نقدی ائم از کتاب تست بن خرید کتاب، جزوات آموزشی و ... پذیرفته میشود.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:40 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان این مدت اخیر درگیر درسام بودم نتونستم وبم رو به روز کنم. آخه با لاخره منم کنکوری شدم ! حالا دیگه نوبت شماست که دعا کنید تا من توی کنکور قبول بشم. با ما همراه باشید...؟؟؟!!!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:3 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
باز دوباره ماه رمضان اومد!
صدای ربنای دلها روح ادمی رو نوازش میده... یه جورایی بووووی خدا رو میشه حس کرد؟!تو چی؟ از فرصت استفاده میکنی یا خوابی؟عجله کن ٬وقتی نمونده٬از دستت نره این شبا و روزای ملکوتی... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:25 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
چه روز ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی... توی ایام نیمه شعبان خدا قسمت کرد که ما به چندتا شهر هم سر بزنیم. جالب این بود که توی همه شهرها میلاد امام زمان رو با یه حال و هوای دیگه جشن گرفته بودن مثلا تقریبا همه کوچه های تهران آذین بندی بود توی شهرضا توی هرکوچش شیرینی و ایستگاه صلواتی بود. اصفهان که رفتیم هم همینطور همه اقشار مردم بدون اکراه و اجبار با عشق خاصی فارغ از همه مشکلاتشون منتظر ناجیشون هستن ای نفست یار و مددکار ما کی و کجا وعده دیدار ما؟!؟! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:11 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
ما جناح راست هستیم٬منتهی توی خونه بهمون میگن اصولگرا٬چپ ها بهمون میگن محافظه کار٬ومنحرفین مارو مرتجع صدا میزنن.
ما جناح چپ هستیم٬منتهی توی خونه بهمون میگن اصلاح طلب.راست ها بهمون میگن فرصت طلب ومنافقین هم میگن عوامل رژیم. ما طرفدار جامعه ی مدنی هستیم٬منتهی خانوم بچه ها میگن مدرن!راست ها بهمون میگن چپی٬چپ ها میگن راستی!
از ابراهیم نبوی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:11 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
روز جوان به جوان ایرانی٬جوان پارسی و همه ی جوونایی که خودشونو یا بچه میدونن یا خیلی پخته مبارک!!! انشا الله همتون+هممون شادوسالم و موفق باشیم.(پرستو هم خوشبخت باشه) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 18:53 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه دوستانی که مطلب سیاسی میخواستند:
این مطلب طنز از کتاب {یک فنجان چای داغ}از ابراهیم نبوی میباشد ااا٬پس به من گیر ندین. نظرات در مورد دولت: ۱:نظریه ی انحرافی:دولت موظف است مشکل مردم را حل کند. ۲نظریه ی تبلیغاتی:دولت مردمی است ٬چه مردم ان را بخواهند٬چه نخواهند! ۳:نظریه ی اقتصادی:مردم به دولت بدهکارندو هیچ وقت هم بدهی شان تمام نمیشود. ۴:نظریه ی کاملا مردمی:مردم موظفند مشکل دولت را حل کنند. ۵:نظریه ی نسبتا مردمی:مردم باید بپذیرند که دولت ٬دولت خودشان است! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 18:46 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین نیروگاه خورشیدی کشور در شیراز افتتاح شد!!!!!
بالاخره دیدیم که اولین نیروگاه خورشیدی تولید برق کشور در شیراز افتتاح شد.که باعرض تبریک میشه سومیش تو جهان!باورش سخته اما ممکنه! شاید به لطف ایزد یکتاودستان توانمند شیرازی ها!دیگ کمتر به بی برقی بخوریم.امیییییییییین!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 10:31 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
روز خ:خستگی نابذیرو خطر بذیر ب:با هوش ر:راستگو ن:نکته بین گ:(بی ربط) تلاشگر ا:اینده نگروهدفمند ر:رضای خدارو بخواد ی:یه کلام با مرام
دوستان خبر و خطرنگارم روزتون مبارک!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:27 توسط نسرين
|
|
||
|
|
|
|
|
دیر به تو عشق ورزیدم ای زیبای دیرینه!
دیر به تو عشق ورزیدم چه٬تودر درونم بودی ٬اما من ٬به برون پرداختم٬ من تورا با بی میلی از هجران ٬درمیان افریده های زیبایت جستجو کردم . تودر درون من بودی و من ماوا نگرفته بودم... با انچه که در تو نبوده وهر گز نخواهد بود٬از تو دور افتادم. لیک مرا فرا خواندی! و خروش بر اوردی تا از کری ام٬رهایی یابم٬اماتجلی تو بر من تابید وکوری ام را نیز زدود. رایحه ی دل انگیزت را سوی من فرستادی٬انرا بوییدم واینک...برای تو نفس میکشم! به من طعم محبتت را چشاندی٬واینکتشنه وگرسنه ی طعم ناب تو ام... و مرا لمس کردی و من دراتش ارامش تو سوختم! { سنت اگوستین} |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 19:46 توسط نسرين
|
|
||